تبليغاتX
روزگار غریب

روزگار غریب

 

آرزو می کنیم،آرزوهای کوچک و بزرگ.آرزوهایی که گاه رنگ خیال می گیرند.

آرزو کردن را از کودکی آموختیم.جلوی در مغازه به پهنای صورتمان اشک می ریختیم

و آرزو می کردیم که ای کاش پدر و مادرمان این اسباب بازی را برایمان بخرند.

وقتی کوچک بودیم بسیار آرزو می کردیم و زودتر از آنچه فکر کنیم از خیرش می گذشتیم

و سراغ آرزوی دیگری می رفتیم.

در کودکی می دانستیم که راه دستیابی به آرزوهای کوچک مان،گریه کردن است

حال آنکه اکنون نمی دانیم از کدام راه برویم تا به آرزوهایمان برسیم....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 2:19 توسط مصطفی |



 


عروسکش را خیلی دوست دارد با اینکه دیکر بزرگ شده است,

 

با اینکه آن را بالای قفسه کتابهایش گذاشته و دور از دسترس است,

 

خیلی دوستش دارد و همیشه با او حرف میزند.,

 

چون او هم معنی تنهایی را می فهمد.....


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 2:58 توسط مصطفی |




عشق مثل آب میمونه ,میتونی توی دستت قایمش کنی

آخرش یک روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست.

قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی ,اما دستت پراز خاطره است....


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 2:55 توسط مصطفی



مرد به او نگاه کرد.رفت ودر کنارش نشست و گفت: (( امروز اسیرها آزاد میشوند.))

پرنده با ناراحتی رویش را از او برگرداند.

مرد در قفس را باز کرد و گفت:(( تو هم امشب آزاد می شوی ))

پرنده با خوشحالی از قفس بیرون پرید و در آسمان پر ستاره پر کشید.مرد خابید.

در خواب پرنده را دید که می گفت:(( تو هم آزاد می شوی.))

مرد لبخندی زد و مانند پرنده به آسمان پر کشید.....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 2:49 توسط مصطفی


 

آنکه از ما دل به یغما میبرد دیوانه نیست,

آشنای لحظه هایم هست او بیگانه نیست,

با غزل آمد مرا خاکستر عشقش نمود,

شمع سوزانش شدم اما چرا پروانه نیست....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 2:20 توسط مصطفی


 

جاده خوشبختی در دست تعمیر است,دور بزن برگرد"

این اسمش تقدیره.

آن دلیبی که به هر گنچه دلش می لرزد"

بهتر آن است که بر صحن گلستان نرود.....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 2:18 توسط مصطفی


 

نگاه کن

از پشت پلک پنجره ترنم باران را

نگاه کن

رقص برگ هارا زیر باران روی دیوار سکوت شب

شب, دیگر خاموش است.......

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 2:5 توسط مصطفی


آن گونه که یک باغبان، بوستانهای سرسبز و گلهای شاداب تربیت می کند،

و آن گونه که یک کشاورز نمونه، مزرعه خود را به بهترین صورت مطلوب درمی آورد،

و آن سان که یک اسب سوار، اسب خودش را به حرکتهای مناسب و بجا و

انعطاف پذیری درمواقع مختلف و لازم، عادت می دهد،

انسان هم باید به عنوان باغبان دل و جان، به تربیت «خویش» بپردازد.

مگر همیشه باید به دیگران تذکر داد؟ خودمان که محتاج تریم.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 16:56 توسط مصطفی |


    بیا در کوچه باغ شهر احساس         شکست لاله را جدی بگیریم

            اگر نیلوفری دیدیم غمگین               برای قلب پر دردش بمیریم 

                  بیا در کوچه های تنک غربت           برای هر غریب سایه باشیم

                        بیا هر شب کنار ساحل رود                برای پیچکی همسایه باشیم 

                               اگر صد بار قلبی را شکستیم               بیا یکبار با احساس باشیم

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386 3:33 توسط مصطفی |


همیشه سبز می خشکد             همیشه ساده می بازد

                همیشه لشگر اندوه                 به قلب ساده می تازد 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386 17:45 توسط مصطفی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

آذر 1386
آبان 1386



پیوندها

hobab tanha
سکوت
پروانه سفید
سکوت آرزو و سارا
بارش باران
دوست دارم و عاشقانه می ستایمت
روزهای خاکستری نل
نگو دیره که دلم بی تو میمیره
مد لباس و آرایش
قر و قاطی -عسل جون-
سکوت 2
آبجی شیوا
///صداقت///
عکس،موزیک،موبایل...


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS